تاريخچه مددكاري و ضرورت وجود آن در صنعت
مددكاري اجتماعي كه به عنوان يك حرفه در جوامع صنعتي و براي حل مشكلات ناشي از صنعتي شدن به وجود آمده در جهان پديده اي است كه پس از جنگ جهاني اول به وجود امده است جنگ جهاني اول بسياري از ساختارهاي جهان صنعتي را در هم ريخت و متفكران را بر آن داشت كه نگاهي دوباره به جامعه بيفكند نتيجه اين شد كه از همان سالهاي بعد از جنگ برنامه هاي رفاهي زيادي به ويژه براي كارگران بوجود آيد از جمله مشخص شدن ساعات كار مرخصي ها ، درمان كارگران بيمار و ...
لذا اجراي چنين برنامه هاي رفاهي به ويژه براي كارگران و خانواده آنها نياز به كار كارشناسي كساني داشت كه دانش و مهارت لازم را براي اجراي اين برنامه ها داشته باشد و در اين رابطه از همان ابتدا مددكاران اجتماعي براي انجام وظايف خاصي تربيت شدند كه به مرور اين وظايف و دوره هاي آموزشي مددكاران اجتماعي گسترش يافت به طوري كه امروزه در بسياري ار دانشگاههاي جهان و البته تعداد معدودي دانشگاه در ايران رشته مددكاري اجتماعي در سطوح ، ليسانس ، فوق ليسانس و دكتراي تخصصي تدريس مي گردد.
قبل از اينكه به تعريف مددكاري اجتماعي در جوامع صنعتي بپردازيم بايد براي مشخص شدن چهارچوب و حوزه عمل ان به سراغ تعريف كلاسيك مددكاري اجتماعي برويم بنابراين تعريف مددكاري اجتماعي خدمتي است حرفه اي كه بر پايه دانش و مهارتهاي خاص قرار گرفته است هدف آن كمك به افراد ، گروهها و يا جامعه است تا بتواند استقلال شخصي اجتماعي و رضايت خاطر فردي و اجتماعي بدست آورد. لذا ضرورت وجود مددكاري اجتماعي در بسياري از سازمانهاي دولتي و خصوصي امري حياتي به نظر مي رسد مددكاري اجتماعي مي تواند در كارخانه هاي صنعتي هم وجود داشته باشد در چنين وضعيتي منظور از مدد جو يكي از كاركنان كارخانه است كه به دليل مشكلات فردي (روحي رواني) يا خانوادگي (اختلافات خانوادگي) يا حقوقي (مسائل دادگاهي) يا مشكلات ارتباطي (ارتباط با همكاران ، ارتباط با مديريت ، ارتباط با فضاي كار و ... ) دچار عدم سازگاري با محيط شده است و براي كاهش آثار منفي اين مشكلات و در نهايت حل آنها نياز به راهنمايي ، حمايت و كمك حرفه اي دارد و اين در شرايطي است كه فرد داراي مشكل در حد امكانات موجود نهايت سعي خود را كرده است تا بتواند بر مشكلات فائق آيد ولي در اين زمينه نتوانسته است به موفقيت برسد يا مثلا مي توان به تداخل مسئوليتي مالك و مديرعامل كارخانجات صنعتي اشاره كرد . مدد كاري اجتماعي در كارخانه مجموعه خدمات حرفه اي است كه از سوي مددكار اجتماعي شاغل در كارخانه به كاركنان داراي مشكل يا آسيب پذير ارائه مي شود تا بتوانند مشكلات شخصي ، خانوادگي و اجتماعي خودشان را به طور مستقل حل كنند كه در نتيجه آن راندمان و بهره وري پرسنل بالا رفته و نهايتا بر رونق كارخانه افزوده مي گردد.
بهبود در بهره وري و راندمان با معجزه اتفاق نمي افتد و بايد براي ان برنامه ريزي شود.لازم است مددكار در كارخانه به تمام كاركنان فرصت مشاركت در برنامه هاي طراحي شده توسط مديران بدهد. بايد انها را تشويق كرد كه نظر خود را در مورد روشهاي بهتر اجراي كارها ارايه دهند همچنين بايد رهبري شايسته را در تمام سطوح سلسله مراتب گسترش داد. لازم است مددكار به هر يك از كاركنان اگهي ها و شناخت لازم در مورد كيفيت كار و كمكي كه انان ميتوانند براي بهبود و افزايش كيفيت بكنند داده شود. تمام اين موارد يك بخش عمده از فرايند تغيير و دگرگوني بر نامه ريزي شده را توسط مددكار تشكيل ميدهد . بعبارتي فلسفه مديريت مشاركتي كه بر مبناي همكاري مدير و كاركنان و تشريك مساعي انها در نيل به هدفهاي سازماني در يك محيط دوستانه و پر تفاهم و بصورت تصميم گيري از اهم فعاليت هاي مددكار مي باشد . شركت هاي ژاپني در ايجاد گروه هاي متشكل از كارگران و مديران كه بطور معمول روي مسايل جاري سازمان كار مي كنند بسيار موفق بوده اند . در اين گونه موارد مددكار علاوه بر توجه به انگيزه هاي مادي سعي مي كند تا با تدابير و انگيزه هاي رواني و اجتماعي زمينه اعتماد و وجدان كاري را را بين پرسنل بيدار تر سازد. در اينجا چند مورد از خدمات مدد كاري كه براي پرسنل شاغل در صنعت مي تواند وجود داشته باشد اشاره مي كنيم .
1- همکاری سازمان تامين اجتماعي در خصوص مسائل مربوط به تسهيلات مربوط به شاغلان در صنعت از سوي تامين اجتماعي .
2- همكاري با بيمارستانهاي عمومي و تخصصي كه كاركنان كارخانه و يا خانواده آنان در آنجا بستري مي شوند علي الخصوص بيمارستانهاي تامين اجتماعي .
3- همكاري با خانواده كاركناني كه دچار بيماريهاي خاصي نظير هموفيلي ، تالاسمي ، نارسايي كليه (دياليز و .. ) هستند در جهت استفاده از تسهيلات زسازمانهاي دولتي براي پرسنل .
4- همكاري با سازمانهاي قضايي نظير دادگستري ، زندان و ... كه پرونده اي از كاركنان يا خانواده آنها در آنجا مطرح شده باشد .
5- همكاري با خانواده كاركناني كه داراي فرزند معلول هستند براي راهنمايي آنها به سازمانهاي مسئول مثل سازمان بهزيستي و پيگيري امور مربوط به آنها در آن سازمانها .
6- حمايت از خانواده هاي بي سرپرست و رسيدگي به اطفال يتيم (بازماندگان كاركناني كه در حوادث ناشي از كار فوت مي كنند) .
7- همكاري با مديريت و كارفرماي كارخانه در خصوص مهندسی روشها و سيستم .
8- همكاري با مديرعامل و مالك در خصوص اعتماد سازي بين طرفين .
9- همكاري با شوراهاي كارگري و تلاش براي بهبود وضع بهداشت و رفاه كارخانه و يا شهركهاي محل زندگي خانواده كارگران .
10) ارتباط حرفه اي با موسسات بازپروري و درمان معتادان به مواد مخدر كه احتمالا از كاركنان كارخانه يا فرزندان آنها هستند.
11) ارتباط با بازنشستگان كارخانه و كاركنان سالمند و برگزاري جلسات تقدير از بازنشستگان كارخانه .
12) ارتباط با باشگاه هاي ورزشي كاركنان، اردوگاهها، مراكز فرهنگي، مراكز گذران اوقات فراغت، سازمانهاي سياحتي زيارتي و... در جهت جذب خدمات مربوط به آنها براي ارائه به كاركنان و خانواده آنها.
13) آمادگي همكاري در حوادث غيرمترقبه مثل سيل، زلزله، آتش سوزي، جنگ و غيره از جهت كمك در نجات كاركنان و اعضاي خانواده آنها و برنامه ريزي براي عبور از شرايط خاص بعد از حادثه با كمترين خسارت.
براي مددكاري اجتماعي در كارخانجات خدمات بيشتر و متنوع تري را هم مي توان اشاره كرد لكن در اين تحقيق با توجه به محدوديت زماني به چند نكته بيشتر اشاره نگرديده است.
بيشتر مشكلات كارگري و كارفرمايي در ايران نشات گرفته از مازاد عرضه نيروي كار است. اين بدين معناست كه اين مشكلات كه مشكلات ساختاري است حتي ممكن است با مددكاري اجتماعي هم حل نگردد و اينكه اصولاً كارفرما بدليل وجود نيروي كار بيشتر ملزم به مدارا با كارگران نمي شود يكي از معضلات جامعه كارگري در ايران است. ازآنجائيکه جابجا نمودن پرسنل قراردادي كارخانه بخاطر عدم انعطاف و مدارا با كارفرما به مراتب هزينه بيشتري بر كارخانه تحميل مي كند مرجح است تا كارفرما بتواند بنا به توصيه مددكار اجتماعي خود با كارگران با سابقه مدارا كرده و پاسخگوي بعضي از مطالبات حقه آنها باشد. اگرچه كارگران جديد ممكن است تن به پذیرش شرایط رد شده ازسوی کارگران از کار برکنار شده دهند اما هزينه های به کارگماری و و امراعتماد سازی این کارگران به مراتب بيش از توافق باکارگران قديم و قبول شرايط از سوی آنان است.
منبع : قندي، محسن، مددكاري اجتماعي، انتشارات عطايي،1347، تهران